|
غم دل
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون توبیایی
دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر// کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
دی شیخ با چراغ...
کور نبودیم اما به تدریج آب مروارید زندگی کورمان کرد. جراحی کار شیخ نیست قلندری شیردل می خواهد تا نقاب از مردمک بردارد تا در لایتناهی تاریکی کورسوی امیدی پدیدار گردد.
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 28 تير 1388 و ساعت 18:40از موضوع :نوشته های من
دیوانه می شوم
این بار واقعادیوانه می شوم غذا می خوریم ( ماده) ُ در سلولها می سوزد (انرژی) قسمتی از این غذا جزو بدن می شود(ماده) قسمتی بدن را به حرکت در روی زمین وا می دارد ( انرژی) به یاد جمله معروف ( از خاک به خاک) می افتم یک چیز معلوم نیست وقتی می میریم چه می شویم؟! ماده یا انرژی؟!
در خاک قرار می گیریم ( ماده) قسمتی توسط باکتری ها به انرزی تبدیل می شود ( انرژی) همه چیز برای ما تمام می شود؟! اما این چرخه تبدیل ماده و انرزی همچنان ادامه دارد.... چه از ما باقی می ماند؟! چه مدت باقی می ماند؟ هیچ! یعنی به خاطر هیچ زندگی می کنیم!! همین؟! فکر کنم دیگر دیوانه شده ام . هیچ! |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 27 تير 1388 و ساعت 17:40از موضوع :نوشته های من
فراغ یار
می سوزم از فراغت روی از جفا بگردان هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
حافظ ز خوبرویان بختت جز این قدر نیست گرنیستت رضایی حکم قضا بگردان
travel the world
I've always thought
Life for rent
It is just a thought only a thought
But if my life is for rent and I don't learn to buy |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 6 تير 1388 و ساعت 20:42از موضوع :داستان کوتاه
سرنوشت
آیاما سرنوشت را به دنبال خود می کشیم یا سرنوشت ما را؟ جه نقشه هاس عاقلانه ای که نافرجام مانده است و خواهد ماند! و چه نقشه های دور از عقلی که موفق شده است و خواهد شد! کتاب: ژاک قضا و قدری و اربابش نویسنده: دنی دیدرو
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 29 خرداد 1388 و ساعت 12:03از موضوع :داستان کوتاه
کشتن
کشتن به معنای این نیست که هفت تیر بیوک جونز رابردارم و درق!نه. با دوست نداشتن ،او را درقلبم می کشم. ویک روز خواهد مرد. کتاب : درخت زیبای من - ننوشته ژوزه مائوروده واسکونسلوس
خرد
سیذارتا گفت : نه . انچه را از پس پرده یافته ام برایت می گویم. دانش را می توان به دیگران رساند ، اما خرد را نمی توان.
می توان آن را یافت، می توان در آن زیست، می توان با آن و از آن نیرومند شد، می توان با آن کارهای شگفت انگیز کرد؛ اما نمی توان آن را به دیگری رساند ،یا آموخت. کتاب سیذارتا نوشته هرمان هسه
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 1 ارديبهشت 1388 و ساعت 11:03از موضوع :داستان کوتاه
انتظار
مادر ! هیچگاه فراموشم نکن. چون من همیشه چشم به راه بازگشت و آغوش بی دغدغه ات هستم.
کاشکی زودتر برگردی.
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 27 فروردين 1388 و ساعت 22:13از موضوع :داستان کوتاه
بهار
بهار آمده است بدون هیچ توجهی به آمدن یا رفتن سرما و شروع به خواندن نغمه دوباره زیستن کرده است حال با توست که با این ملودی دلنشین همصدا شوی و یا در غار تنهایی خویش به خواب زمستانی فرو روی
باید برخاست زمستان را پایانی است بهاری
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 25 فروردين 1388 و ساعت 13:53از موضوع :نوشته های من
سراب
در زمین می جستمت در آسمانها یافتمت!!! |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 5 اسفند 1387 و ساعت 19:47از موضوع :فوتوبلاگ
شایعه
طوری زندگی کنید که اگر هر کاری که انجام میدهید با هر حرفی که به زبان می آورید در سراسر دنیا پخش شد هرگز شرمنده نشوید، حتی اگر آنچه شایع شده حقیقت نداشته باشد. ریچارد باخ
قطره
زندگی جریان دارد... جاری شو ای قطره! دریا دیدنی تر از رود است و سفر کن تا ابر تا از آسمان نگاهی تازه به دنیا بیفکنی و همسفر باباد از کران تا کران سفر کنی
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 4 اسفند 1387 و ساعت 22:41از موضوع :نوشته های من
کمال
بدون اندوه و دلتنگی کمال وجود ندارد.زیرا بدون آنها متانت و مهربانی وجود ندارد . خرد بدون مهربانی و معرفت بدون متانت بیهوده است. کارلوس کاستاندا-کتاب آتش درون
آرزوی پرواز
هرگز به شما آرزویی داده نمی شود مگر انکه قدرت برآورده کردنش نیز به شماه داده شده است. ریچارد باخ
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 8 بهمن 1387 و ساعت 21:58از موضوع :داستان کوتاه
باز هم بی تو آمدم....
رزم آور نور
رزم آور نور با قاطعیت و مهربانی به زندگی می نگرد. او رازی در پیش داردکه روزی را گشودن آن را خواهد یافت.گاه می اندیشید: (این زندگی به جنون می ماند) پائولوکوئلیو
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 29 دي 1387 و ساعت 19:13از موضوع :داستان کوتاه
هدف من
«تنها چیزی که برای من وجود دارد سفرهایی است که در راه دل یا در راههای صاحبدل میکنم. من در این راهها سفر میکنم و تنها مبارزهای که برایم اهمیت دارد این است که به مقصود برسم.» دون خوان
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 13 دي 1387 و ساعت 14:44از موضوع :داستان کوتاه
Lord of SKY
با این آزمون می توانید بفهمید رسالت شما در جهان به پایان رسیده : (اگر هنوز زنده هستید ، پس به پایان نرسیده) ریچارد باخ |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 7 دي 1387 و ساعت 18:34از موضوع :داستان کوتاه
بندگی
روزی موسی از خدا پرسید:(بار الهی ، چرا فرعون که ادعای خدایی می کند ،را نابود نمی کنی؟) خداوند فرمود: او بندگی یادش رفته ، من که خدایی یادم نرفته است. فرزندم تو را فرستادم که به او یاد آوری کنی.
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 6 دي 1387 و ساعت 21:26از موضوع :داستان کوتاه
پایان بردگی
این نوشته ها خطری ندارند ، عشق و رهایی هستند و عشق و رهایی، پایان بردگی است.
خود شما
شما یک عمر منتظر می مانید تا شخصی را بیابید که شما را درک کند و شما را همانطور که هستید، بپذیرد
عاقبت ، متوجه میشوید که در تمام این مدت آن شخص خود شما بوده اید کتاب "راهنمای جان های متعالی" ریچارد باخ |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 17 آذر 1387 و ساعت 10:52از موضوع :داستان کوتاه [ آخرین صفحه ] [ صفحه 1 از 4 ] [ صفحه بعد ] |
نوشته های پیشین
|
























