|
هدف من
«تنها چیزی که برای من وجود دارد سفرهایی است که در راه دل یا در راههای صاحبدل میکنم. من در این راهها سفر میکنم و تنها مبارزهای که برایم اهمیت دارد این است که به مقصود برسم.» دون خوان
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 13 دي 1387 و ساعت 14:44از موضوع :داستان کوتاه
Lord of SKY
با این آزمون می توانید بفهمید رسالت شما در جهان به پایان رسیده : (اگر هنوز زنده هستید ، پس به پایان نرسیده) ریچارد باخ |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 7 دي 1387 و ساعت 18:34از موضوع :داستان کوتاه
بندگی
روزی موسی از خدا پرسید:(بار الهی ، چرا فرعون که ادعای خدایی می کند ،را نابود نمی کنی؟) خداوند فرمود: او بندگی یادش رفته ، من که خدایی یادم نرفته است. فرزندم تو را فرستادم که به او یاد آوری کنی.
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 6 دي 1387 و ساعت 21:26از موضوع :داستان کوتاه
پایان بردگی
این نوشته ها خطری ندارند ، عشق و رهایی هستند و عشق و رهایی، پایان بردگی است.
خود شما
شما یک عمر منتظر می مانید تا شخصی را بیابید که شما را درک کند و شما را همانطور که هستید، بپذیرد
عاقبت ، متوجه میشوید که در تمام این مدت آن شخص خود شما بوده اید کتاب "راهنمای جان های متعالی" ریچارد باخ |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 17 آذر 1387 و ساعت 10:52از موضوع :داستان کوتاه
آخرین درس
دون خوان در حالیکه زمین را نوازش می کرد ، گفت: پادزهر این سم اینجاست.توضیح و تفسیر ساحران به هیچ عنوان نمی تواند روح را آزاد سازد. به خودتان بنگرید شما دونفر به توضیح ساحران دست یافتید ، ولی تفاوت چندانی نکرد و بیشتر از همیشه تنهایید،چون بدون عشقی وفادار به کسی که شما را تحت حمایت خود قرار می دهد ، تنهایی به انزوا بدل می شود.
تنها عشق به این موجود باشکوه می تواند به روح یک مبارز، آزادی بخشد و این آزادی ، سرخوشی ، کارایی و تسلیم در مقابل هر شرطی است. این اخرین درس است، و انسان این درس را تا آخرین لحظه تنهایی، یعنی زمانی که با مرگ خود و تنهایی خود روبه رو می شود ذخیره میکند.تنها در آن لحظه فهمیده میشود کتاب " افسانه قدرت" نوشته کارلوس کاستاندا |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 15 آذر 1387 و ساعت 10:36از موضوع :داستان کوتاه
فردا
کوچکترین تغییری در امروز
شما را به سوی فردایی کاملا متفاوت خواهدبرد. ریچارد باخ
ساحری
هر آنچه ساحر می داند یاد بگیر،
دیگر هیچ سحر و جادویی در کار نیست ریچارد باخ |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 9 آذر 1387 و ساعت 21:34از موضوع :داستان کوتاه
نقاب
با کدام نقاب امروز به صحنه روزگار می آیی؟
با کدام خبر امروز مسخ می شوی؟ آیا تا کنون لحظه ای خودت بوده ای؟ |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 8 آذر 1387 و ساعت 21:46از موضوع :داستان کوتاه
نور
در تمامی روزها یک چیز مشترک است حال میخواهد آن روز آفتابی باشد یا ابری کوتاه باشد یا بلند گرم باشد یا سرد آرام یا طوفانی ..........
در تمام روزها یک چیز مشترک است و آن نور است نور و نور و نور هرچند اگر به مقدار ناچیز باشدو این نور است که هیچگاه فنا نمی شود و در هر روزی وجود دارد. سلام بر نور و زمان که خالق روز و شب هستند.سلام بر نور مادر طبیعت |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 8 آذر 1387 و ساعت 21:12از موضوع :داستان کوتاه
غمخواری
چه آسان است غمخواری و دلسوزی وقتی که انسان خود را گرفتار می بیند. ریچارد باخ |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 3 آذر 1387 و ساعت 21:33از موضوع :داستان کوتاه
کنفسیوس
يادت باشد، مهم نيست به كجا ميروي، كافيست قدم برداري، آنجا خواهي بود.
کنفسیوس |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 2 آذر 1387 و ساعت 11:55از موضوع :داستان کوتاه
زیبایی
همه چيز زيباست، اما همه كس اين زيبايي را نميبيند. |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 26 آبان 1387 و ساعت 10:59از موضوع :داستان کوتاه
فرزند
گاه با خود می گویم هر وقت مادری با محبت به فرزندش نگاه میکند چه از ذهنش می گذرد . به سمت کتابی رفتم و این جمله را دیدم :
این نعش کوچک به گمان من بزرگترین باری است که بر دوش وجدان خود دارم. زوربای یونانی - نیکوس کازانتزاکیس
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 17 آبان 1387 و ساعت 11:47از موضوع :داستان کوتاه
مغلوب
وقتی همه چیز بر خلاف مراد است چه نشاطی برتر از اینکه روح خود را در بوته آزمایش بگذاریم تا ببینیم آیا استقامت و شهامت دارد!
انسان واقعی هر بار که در باطن غالب است ، هر چند به ظاهر مغلوب، احساس غرور و شادی وصف ناپذیری می کند و مصیبت ظاهر بدل به سعادتی والا و خلل ناپذیر می گردد. کتاب (زوربای یونانی)- نیکوس کازانتزاکیس
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 14 آبان 1387 و ساعت 15:10از موضوع :داستان کوتاه
شکایت
«در تمام زندگیات شکایت کردهای، چرا که هرگز مسئولیت کامل تصمیمات و اعمالت را به عهده نگرفتهای.»
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 27 مهر 1387 و ساعت 13:50از موضوع :داستان کوتاه
عشق ماندنی
تا مادامی که زن و مرد به آنچه که دیگری فکر می کند اهمیت می دهد، عشق در ازدواج باقی می ماند ریچارد باخ
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 4 مهر 1387 و ساعت 22:22از موضوع :داستان کوتاه
راه خود
«هرکس که از شناخت پدر حقیقی خود محروم است، از این امتیاز برخوردار است که ترس از شباهت ِ با او را ندارد.» «هرکس باید راه زندگی خود را پیدا کند و از راه زندگی خودش برود، نه از راه زندگی دیگری.» آندره ژید |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 3 مهر 1387 و ساعت 18:05از موضوع :داستان کوتاه
تفکر
«اگر فکر نکردی، پس با مشکل بزرگی روبرو هستی، چون انسان حیوانی است متفکر، و انسانی که نیندیشد، بهراستی آدم نیست.»
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 1 مهر 1387 و ساعت 17:22از موضوع :داستان کوتاه
رمز
نباید ترسو بود نباید به یک مکان ، موقعیت و با هر چیزی پابست و گرفتار شد می باید در لحظه ، شاد و خوشبخت زندگی کرد
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 30 شهريور 1387 و ساعت 15:18از موضوع :داستان کوتاه
بودن
ظلمت تاريكي شب مرا در بر مي گيرد، .راحت بيارام. .... تنها مسئوليت من "بودن" است. |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 23 شهريور 1387 و ساعت 08:52از موضوع :داستان کوتاه
تولد و مرگ
طبیعت درست ما با مکان و زمان محدود نشده، ما شرح بودن هستیم، تولد و مرگ ما واقعی نیست، و ما به این دنیای ظواهر و مشهودات می آییم برای تفریح، یاد گیری، برای سهیم شدن تجربه هایمان با کسانی که برایمان مهم هستند، برای کشف – و بیشتر از همه برای یاد گرفتن اینکه چطور دوست داشته باشیم و باز هم دوست داشته باشیم. ریچارد باخ |لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 23 شهريور 1387 و ساعت 07:05از موضوع :داستان کوتاه
گل
آدمها به هم گل میدهند، چون معنای حقیقی عشق در گلها نهفته است. کسی که سعی کند صاحب گلی شود، پژمردن زیباییاش را هم میبیند. اما اگر به همین بسنده کند که گلی را در دشتی بنگرد، همواره با او میماند. چون آن گل با شامگاه، با غروب خورشید، با بوی زمین خیس و با ابرهای افق آمیخته است." پائولوکوئلیو
|لينك ثابت| نوشته شده توسط جشنواره در 16 شهريور 1387 و ساعت 02:23از موضوع :داستان کوتاه [ آخرین صفحه ] [ صفحه 1 از 3 ] [ صفحه بعد ] |
نوشته های پیشین
|
























